تبليغاتX
شرح حال - ادامه داستان اول
ای وای اگر صیاد من غافل شود از یاد من دردم نداند...
سلام را دوست دارم چون اسم زیبایی از یک تصویر عاشقانه است

 میدانم و تو میدانی که سلام منو وتو رو دوست دارد چون از لابلای حرفهاش میشه اینو فهمید .

خلاصه ادامه داستان اینکه

وقتی من اومدم توی دستاش , همه اونايي كه اونجا بودن حسوديشون شد

بعضي ها هم شروع كردن به ناراحتي كردن و جواب سر بالا دادن و ...

اما سلام خوب جوابشون رو داد و خيلي طرف منو گرفت

بعد از اون هم هر چیزی که میخواستم بهم داد      شاید باورت نشه   هر چیزی که فکرش رو میکردم و نمیکردم بعضی چیزا هم بودن که یواشکی بدون اینکه بقیه بفهمن به خودم یاد داد  ...

حالا هر وقتی که اسم سلام رو میارم دست دلم و دست تنم میلرزن

با اون همه حالی که بهم داده بود من چیکار کردم.....توی اولین فرصت خلاف نظرش عمل کردم و اون کاری رو که گفته بود هیچ وقت انجام ندم   انجام دادم     هرچند خودم هم بعدش خیلی ناراحت شدم و عذر خواهی کردم اما سرپیچی از دستورش همون و دوری از حضورش همون ....

اگه بخوام از خوبیهاش برات بگم هر چی بگم کم گفتم همینو میگم که اون

در عین اینکه همه نوع توانایی روداره خیلی هم بخشنده و مهربونه و دوست داشتنیه .

یه وقت فکر نکنی چون دوسش دارم اینو میگم نه

هرکی که اونو یکبار هم که شده ببینه دیگه دلکندن از اون سخته حالا تو فکرش رو بکن که من چی میکشم درد عشقی کشیده ام که نپرس زهر هجری چشیدهام که مگو.

داشتم میگفتم که با اون همه کاری که سلام برام کرده بود   من چیکار کردم ولی  سلام منو بخشید از خطایی کرده بودم چشم پوشی کرد و فرستادم یه جایی که خودمو بشناسم و بدونم که چه چیزی هستم

اما از اونجایی که منو خیلی دوست داشت از خودش جدا نکرد  و از گردنم هم بهم نزدیکتر شد و بهم گفت که مواظب اونایی که حسودی میکنن باشم و هر وقت که نشونی داد به راهش بیام

اماهر چی نشونی داد من نفهمیدم

تازه هر کی رو فرستاد من اونو دروغگو خوندم و مسخره کردم و دیوونه گفتم

ای وای    ای وای  که  من هر چه کردم در حق خودم کردم ازش دورتر شدم

ولی  سلام خیلی کارش درسته

همه امیدم به معرفت اونه

 

دوست دارم سلام

 

 پایان.......

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 12:6  توسط حسین محمدی  |