تبليغاتX
شرح حال -
ای وای اگر صیاد من غافل شود از یاد من دردم نداند...
گريه نكن بانو

اين عادت ماست

هر وقت راهي نيست تا مقصد

مانده ايم

گريه نكن بانو 

شب هاي سردي پيش روست

و روزهاي گرمي پشت سر

و يك جرعه از پياله باقيست

گريه نكن

كسي از جاده آنسوتر ميرود

قاصدكي در دست

و پيغامي از صبا

شايد از گندمهاي زرد ،

از پرواز  ساعتهاي دور

و گذر آرام اين ايام تلخ

رهايمان كنند .

..............................................................

شايد ما بايد برويم تا رهائي

تا بزرگ

تا همانجائي كه پروانه رنگ گرفت

و صداها آواز شد

بايد برويم نگو كه راه سخت است و دشوار

ما سنگين شده ايم .

پ.ن.۱

من چشمانم را بستم و به آخرين كوچ رسالت انديشيدم من باور هزار اندوه و غرور را ديدم زيباترين باران باريد و اطرافم گلبو شد.

پ.ن.۲

چقدر باران زيباست و چه نمناكي سردي برمن نشسته است وچه ويران ميرود اين دريا تا موج،تا تصوير زيباي زمستانها.رعدهاي بي صداي اين باران پاك،زجه هاي غمگين شب و من كه گريستن هاي گاه گاهي ام پر تپش تر از هميشه ميغرد/واي بر روزهاي ناموزون/

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:47  توسط حسین محمدی  |